داستانهایی از امام زمان (عج)

فرستنده:دوست عزیز حاج محمد علی شعبانی

-مرحوم ایت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی پدر ایت الله حاج سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرف به محضر امام زمان چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند .در یکی از جمعه های اخر نوری را مشاهده می کند از خانه ای نزدیک به مسجد به سوی خانه می رود و می بیند حضرت ولی عصر عج در یکی از اتاقهای ان خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد پارچه ای سفید روی ان کشیده شده ایشان می گویند هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم حضرت به من فرمودند چرا این گونه به دنبال من می گردی و این رنجها را متحمل می شوی مثل این باشد که به جنازه اشاره کردند تا من به دنبال شما بیایم.بعد فرمودند این بانویی است که در دوره ی کشف حجاب رضا شاه هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نا محرم به او بیفتد.


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در دوشنبه 16 شهریور1388 ساعت 2:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت