روش های دشمن در مقابله با مهدویت

مبارزه با عقیده ریشه داری چون مهدی باوری مبارزه با ين حزب یا روه ساده نیست. بلکه مبارزه ای پیچیده و نیازمند اقداماتی حساب شده است.دشمن به خوبی به این مطلب واقف است.بنابراین برای مقابله با مهدویت به روشهای گوناگونی متوسل می شود.

قبل از ورود به بحث ذکر نکته ای را لازم می دانم؛ در عصر ما انقلاب اسلامی تجسم عینی مهدویت است. با ظهور انقلاب اسلامی بود که دشمن بطور جدی متوجه مهدویت گردید و از آن احساس خطر کرد.از اینرو برای دشمن با انقلاب اسلامی و مهدویت يک هدف است.و برای مبارزه با این دو،بسته ای از اقدامات متنوع فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و نظامی را در دستور کار قرار داده است.

امروزه اقدامات فرهنگی از سایر اقدامات جدا نیست،یعنی ممکن است ملتی را با تهدیدات نظامی مرعوب کرده از طریق تحریم های اقتصادی و بازی های سیاسی آنها نسبت به داشته ها و باور هایشان در تردید قرار داده و به اهداف فرهنگی خو نزدیک گردند و بالعکس...

در ادامه به برخی از روشهای دشمن در عرصه مبارزه با مهدویت اشاره می کنیم:

1-انکار

2-تخریب

3-تحریف

4-تضعیف

5-جایگزین سازی

اکنون به توضیحات هر کدام از این موارد به صوریت جداگانه می پردازیم:

1-انکار

این اولین حربه ای است که دشمن برای ستیز با عقاید مردم به کار می گیرد. در این روش تمام تلاش ها صرف زدودن اعتقاد مردم شده و در صورتی که موفقیتی حاصل نشود حربه های دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.

نکته:گاهی دشمن توانایی از بین بردن کل اعتقاد جامعه هدف را ندارد.در این صورت اجزا و لوازم اثرگذار آن عقیده  را مورد تهاجم قرار می دهد.در بحث مهدی باوری ستیزی گاهی دشمن تلاش خود را صرف کل این اعتقاد می کند و گاه به لوازمی مثل ولایت فقیه می پردازد.

در مساله مهدویت دشمن آنجایی که کلیت مهدی باوری را نشانه گرفته است سعی می کند به مخاطب بقبولاند که مهدویت جز مبانی و اصول اسلام نیست و اساسا در اصل اسلام چنین مقوله ای وجود ندارد.از این رو تلاش کرده تا اولا:این اندیشه را اندیشه وارداتی از ادیان یهود و مسیحیت قلمداد کند.ثانیا:آن را عکس العمل اقلیت شیعه در برابر ناملایمات و فشارهای سیاسی،نظامی و اقتصادی حاکمان قرون اولیه اسلامی معرفی کند.و این ها همه در حالی صورت می گیرد که تنها در قرآن حدو 300 آیه در مورد امام زمان(عج) وجود دارد و بیش از 2هزار روایت از شخص نبی اکرم(ص) در این باره روایت شده است.همچنین روایات و کتب تاریخی فراوان از شیعه و سنی و شواهد اریخی دیگر که در ذیل نمونه ای را بیان می کنیم:

در دایره المعارف بریتانیا در ذیل واژه ی مهدی،اسلام و زرتشت آمده است:

«اسلام دینی نیست که در آن ظهوری انتظار برود و جایی برای مسیح نجات بخش در آن وجود ندارد و این همه به طور تدریجی و شاید تحت تاثیر مسیحیت مطرح گردیده است» و «قرآن به آن اشاره ای ندارد و به هیچ حدیث-گفته منسوب به پیامبر(ص)-قابل اعتمادی در مورد مهدی نمی توان استناد کرد»(1).

-در دایره المعارف دین و اخلاق؛مارگلی یوت(اسلام شناس بزرگ اروپایی) در مقاله خود درباره مهدی(عج) در سال 1915، این تفکر را وارداتی و برگرفته از یهود و مسیحیت تلقی می کند(2).مارگلی یوت می گوید:«درگیری و جنگ و آتش در میان يک نسل واحد پس از وفات پیامبر(ص)و درهمی و آشفتگی جهان اسلام که بر اثر اختلاف آنان با هم روی داد موجب اقتباس فکر ظهور منجی از یهود و مسیحیان گردید که به ترتیب در انتظار ظهور و بازگشت مسیح به سر کمی برند»(3).

جای بسی شگفتی است این قضاوت که به صرف وجود شبهات در منجی باوری بین شیعه و ادیان دیگر مهدیت،شیعه را متهم به وارداتی بودن بکنند.در حالی که اولا فقط شیعه مهدی باور نیست که اهل سنت نیز چنین باوری دارند.ثانیا قبل از یهود در آیین زرتشت این مساله آمده است پس بگوییم که منجی باروی یهود نیز وارداتی و از زرتشتیان است!ثالثا وجود شباهت حکایت از جهانی بودن منجی باوری است و الهی بودن این این عتقاد است و دست آخر اینکه این شباهت ها این است که منشا ادیان الهی یکی است و آن خداست.

بقیه مطالب در ادامه آورده می شود...

منابع:

 1 -فصلنامه انتظار،شماره 5،مقاله مهدی ستیزی،محمد صابر جعفری

2-ناصرالدین صاحب الزمانی،دیباچه ای بر رهبری ص 200 به نقل از فصلنامه انتظار،شماره 5، مقاله مهدی ستیزی.

3-همان منبع،ص201.

 

 

 


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در شنبه 6 تیر1388 ساعت 7:22 بعد از ظهر موضوع روشهای دشمن برای مقابله با مهدویت(1 | لینک ثابت