مهدویت و ضرورت وجود امام از ديدگاه صدرالمتألّهين(1){مقاله}

مقدمه:

اعتقاد به وجود و ظهور مهدي(عج) در آخرالزمان، ريشه در احاديث و روايات مأثور از

نبي اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) دارد. اما با نگاهي اجمالي به تاريخ علوم اسلامي معلوم

مي شود كه بحث از اين اعتقاد، تنها مورد توجه محدثان نبوده بلكه بيشتر متكلمان، عرفا و

فيلوسفان هم در آثار خود اين بحث را وارد كرده و به مقتضاي نظام فكري مختار خود، به

تحليل و تبيين آن پرداخته اند. آ نچه از بررسي تحليلها و تبيين هاي مختلف متكلمان،

عرفا و فيلسوفان از اين اعتقاد، روشن مي شود آن است كه وجه مشترك اين نظريات قول به

ضرورت وجود و حضور يك امام در هر زمان است و بيانات و استدلال هاي آ نها نیز در

تبيين و دفاع از مهدويت، بيشتر به همين بخش مشترك بازمي گردد . بنابراين در بررسي

آراي فيلسوفان اسلامي پيرامون اعتقاد به مهدويت، كه موضوع همين مقاله مي باشد، بايد

بيش از هر چيز به استدلال هاي آ ن ها بر ضرورت وجود امام در هر زمان توجه كرد . با كند و

كاو در اين بخش از آثار فيلسوفان اسلامي اين حقيقت معلوم خواهد شد كه بحث از

مهدويت همواره يكي از دغدغه هاي اصلي حكماي اسلامي از فارابي تا صدرالمتألهين بوده

است، اما وضوح و ضرورت اين بحث در نظام هاي فلسفي فارابي و ابن سينا كمتر از حكمت

اشراق و در حكمت متعاليه حائز بيشترين حد است.

 

نظريه نبوت

ملاصدرا در مهم ترين كتاب خود، الحكمة المتعالية في اسفار العقلية الاربعة كه جامع

تمام آرا ي فلسفي اوست، فصل مستقلي به نبوت اختصاص نداده است، ولي در آثار فلسفي

ديگرش هم چون الشواهد الربوبیه ، المبدأ و المعاد ، المظاهر الالهيه ، مفاتيح الغيب و سرانجام

شرح اصول الكافي ، به نحو بسيار مفصلي از نبوت و ولايت سخن می گويد. ما در اينجا سر

آن نداريم كه به تفصیل از آراي وي پيرامون نبوت سخن به ميان آوريم؛ بلكه به جهت

آ نكه در فلسفه وي نظريه نبوت به نحو تنگاتنگي با نظريه امامت مرتبط است، از ميان انبوه

مباحثي كه وي پيرامون نبوت مطرح مي كند، فقط مطالبي بيان خواهد شد كه به ما در

ترسيم نظريه امامت و مهدويت در فلسفه او مدد می رساند.

 بقیه مقاله در ادامه خواهد آمد.


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در جمعه 6 دی1387 ساعت 0:24 قبل از ظهر موضوع مهدویت و ضرورت وجود امام از ديدگاه صدرالمتألّهين(1 | لینک ثابت