تبليغاتX
امام مهدی (عج)
نحله های انحرافی در مهدویت 2

1-    زرتشت و ظهور منجی:

زرتشتیان معتقدند دوره جهان دوازده هزار سال است که به چند مقطع تقسیم می شود و موعود آن این است که «سوشیانت» خوانده می شود.در واپسین هزاره بر خواهد خواست از دیدگاه پژوهشگران عقیده زرتشتیان در این باب به یهودیت سرایت کرد و اعتقاد به قیام ماشیح را پدید آورد همین امر در مسیحیت به نام هزاره گرایی دیده می شود.

2-    هزاره گرایی در اسلام

پژوهشگران دریافته اند که هزاره گرایی تقریبا در همه فرهنگهای دینی و اجتمتاعی جهان یافت می شود.مسلمانان از همان آغاز، پایان جهان و فرارسیدن روز داوری را نزدیک می دانستند. پس از چندی برخی گفتند که عمر جهان 6000سال است و حضرت رسول اکرم(ص) در میانه هزاره ششم برانگیخته شد و عمر اسلام 500 سال خواهد بود.پس از سپری شدن مدت و پایان نیافتن جهان گفته شد عمر جهان 7000سال است و حضرت رسول اکرم (ص) در آغاز هزاره هفتم برانگیخته شده است و عمر اسلام 1000سال خواهد بود.ارقام دیگری در زمانهای گوناگون مطرح شده است برخی عارفان فاصله میان رحلت حضرت رسول اکرم(ص) تا 1000 سال پس از آن را «روز محمدی» نامیده اند نمونه هایی از این انحرافات را بیان می کنیم.

1-  از اواخر قرن نهم هجری، این باور میان گروهی از مسلمانان پیدا شده بود که بدن حضرت رسول اکرم(ص) تنها 1000 سال در قبر می ماند و نشانه های قیامت و قیام حضرت مهدی(عج) و ظهور دجال در قرن دهم خواهد بود.جلال الدین سیوطی دانشمند بزرگ مصر در رساله ای، نادرستی آن را اثبات کرده است.

2-  دروزیان لبنان معتقدند که ای کم بامرالله. بنیان گذار آن فرقه که از پادشاهی فاطمی مصر بوده، در سال 1021 میلادی بدون اینکه دکمه های لباسش باز شود از میان آن بیرون آمد و به آسمان رفته است. آنان می گویند وی 1000 سال پس از صعود خود یعنی تقریبا 12 سال دیگر به زمین بازخواهد گشت.

3-  هنگامی که سال 1000قمری نزدیک می شدمدعیان بی شماری در کشور های اسلامی پیدا شدند. اکب شاه از پادشاهان مسلمان هندوستان مدعی شد که عمر اسلام از بعثت پیامبر تا هزار سال است. وی می گفت: از آنجا که بعثت 13 سال پیش از هجرت بوده پس 13 سال قبل از سال 1000هجری قمری پایان اسلام است و نوبت به آیین تازه ای می رسد که آن را بنام آیین اکبری اعلام می کند. ولی پس از مرگش این آیین به فراموشی سپرده می شود.

 


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در دوشنبه 28 مرداد1387 ساعت 2:29 بعد از ظهر موضوع نحله های انحرافی در مهدویت(2) | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط گل نرگس در یکشنبه 27 مرداد1387 ساعت 0:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


مهدی جان

سئوالی ساده دارم از حضورت       من آیا زنده ام وقت ظهورت 

     اگر که آمدی من رفته بودم           اسیر سال و ماه و هفته بودم 

                  دعایم کن دوباره جان بگیرم          بیایم در رکاب تو بمیرم

امشب همه چشم انتظار ولادت نور هستیم.

تبریک به همه عاشقان...

بیایید یکدیگر را دعا کنیم و از آقا حاجتامونو بخوایم.


 

نوشته شده توسط گل نرگس در یکشنبه 27 مرداد1387 ساعت 0:14 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تولد مولا

                                                           

همه با هم به استقبال تولد مولا می رویم.

ای دل منتظر و خسته کنارم بنشین

منتظر باش که از راه سواری برسد

                                                  

سالروز تولد یگانه منجی عالم بشریت مبارک باد


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در جمعه 25 مرداد1387 ساعت 2:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام

من از غروب می آیم.

به من گفتند برو.

اینجا مردمان در انتظار مردی از تبار خورشیدند.

وباز تولدی دیگر.

و ما همچنان همچون مجرم محکوم به حبس ابد به جرم تولد.

در زندان تنگ و تاریک دنیا نشسته ایم و غبار گرفته ایم.

در پیشانی همه مان واژه ی مجرم حک شده است.

نشسته ایم و انتظار می کشیم و از ثانیه ها انتقام می گیریم.

دیار ما پر از خون ثانیه ها و دقیقه های بی گناه شده است.

چه کنیم؟ نمک خوردن و نمکدان شکستن برایمان عادت.

رویمان سیاه.

دیگر بیا! بیا! بس است...

بیا...


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در جمعه 25 مرداد1387 ساعت 2:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نحله های انحرافی در مهدویت(۱)

نحله های انحرافی در مهدویت(۱)

          عکس از خانم مریم

 

1-    ظهور منجی آخرالزمان در یهودیت

شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان در تاریخ پرفراز و نشیب یهودیت موج می زند. یهودیان در سراسر تاریخ سیاه خود هر گونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار می کردند که روزهای «ماشیح» بیاید.(«ماشیح» که در فارسی به آن مسیحا می گویند در لاتین MASSIAN خوانده می شود.این واژه در اصل، لقب پادشاهان قدیم بنی اسرائیل بود ولی در زمانهای بعد، به پادشاه آرمانی یهود اطلاق شد.

از روزگاران باستان تا عصر حاضر، صدها تن برخاستند و نغمه مسیحایی ساز کردند و چند صباحی ساده دلان بنی اسرائیلی را مجذوب خود نمودند و باهای جانکاهی بر بلاهای آن قوم افزودند مثلا چند قرن پس از میلاد شخصی به نام موسی در جزیره «کرت»بر پاخواسته، خود را مسیحا خواند و یهودیان جزیره را مجذوب خود ساخت و با آنان جهت تشکیل دولت یهودی در فلسطین دستور داد تا خود را از روی صخره ها به دریا افکنده به این امید که عصای او کارساز شده و دریا شکافته خواهد شد، اما هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتاد و عده زیادی نیز به این وسیله در دریا غرق شدند.نمونه جدید تر آن فرقه«دونمه» در ترکیه است که از شبتای صبی نامدارترین مسیحای دروغین(متوفای 1676م) به یادگار مانده است.

2-    مهدویت مسیح(ع) در مسیحیت:

مردم بر اثر علاقه شدید به بازگشت حضرت عیسی(ع) دچار توهمات فراوان شدند برخی افراد از این فرصت سو استفاده کرده و تاریخ هایی را برای این رویداد پیشگویی کردند.در نتیجه فرقه های منتظر ظهور متعددی پدید آمد که پایه همه آنها بر توهمات استوار بود مثلا مردی به نام ویلیام میلر اعلام کرد:حضرت عیسی(ع) در سال 1843 تا 1844 م باز خواهد گشت اما این امر تحقق نخواهد یافت. فرقه«ادونسیتهای روز هفتم» که بر اثر پیشگویی های این شخص پدید آمد، تا عصر حاضر باقی است.گروهی با نام آناباباتپیستها نیز با حنگ و خونریزی چند شهر را در اختیار گرفتند تازمینه سلطنت حضرت عیسی را فراهم نمایند ولی به شدتسرکوب شدند. گروهی دیگ به نام گواهان یهود برای پذیرایی از حضرت عیسی (ع) و انبیاء پیشین در آمریکا آپارتمان تهیه کردند که همه اینها انحراف در ظهور را نمایان می سازد.

3-    زرتشت و ظهور منجی:

زرتشتیان معتقدند دوره جهان دوازده هزار سال است که به چند مقطع تقسیم می شود و موعود آن این است که «سوشیانت» خوانده می شود.در واپسین هزاره بر خواهد خواست از دیدگاه پژوهشگران عقیده زرتشتیان در این باب به یهودیت سرایت کرد و اعتقاد به قیام ماشیح را پدید آورد همین امر در مسیحیت به نام هزاره گرایی دیده می شود.

ادامه دارد....


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در سه شنبه 22 مرداد1387 ساعت 3:11 بعد از ظهر موضوع نحله های انحرافی در مهدویت(1) | لینک ثابت


قیام و انقلاب مهدی(عج) از دیدگاه فلسفه تاریخ(قسمت پایانی)

قیام و انقلاب مهدی(عج) از دیدگاه فلسفه تاریخ(قسمت پایانی)

تلقی قرآن از تاریخ

از نظر قرآن همواره در بین طرفداران حق و باطل نبردی بوده است، بین طرفداران موسی(ع)،فرعون،محمد(ص)،اباسفیان ها،و عیسی و نمرود ها همواره نبردی بوده است.که گاهی حق پیروز بوده است و گاهی باطل بر اساس مسائل اجتماعی و سیاسی و ....

اما تکیه قرآن بر تاریخ به این دلیل بوده است که تاریخ را به یک سلسله عوامل آموزنده در آورد.قرآن دو نظر دارد. یکی اینکه حوادث تاریخی تصادفی نیست.چون اگر تصادفی باشد تاریخ افسانه ای بیش نیست.و دیگری اینکه اراده انسانی در تاریخ نقش دارد.چون اگر نداشته باشد حوادث تاریخ از نظر تئوری مطرح می شوند نه از نظر عملی.قرآن می گوید اراده انسان در جهت تکامل تاریخ نقش دارد و حوادث تاریخی تصادفی نیست.آرمان و قیام انقلاب مهدی(عج) یک فلسفه بزرگ اجتماعی اسلامی است.این فلسفه بزرگ دارای ابعاد اقتصادی،اجتماعی،سیاسی، فرهنگی طبیعی و ...می باشد.

مشخصات انتظار بزرگ

1-خوشبین به آینده بشریت:در مورد آینده بشریتنظرات مختلفی وجود دارد، که نظر دین این است که بشر آینده درخشان در پیش دارد و هنوز عقل او ناپخته است که این گونه دچار کج روی و جنگ و جدل شده است.

2-پیروزی نهایی حق و صلح و عدالت بر فریبکاری و ظلم

3-حکومت جهانی واحد

4-عمران و آبادانی و حداکثر استفاده از مواهب زمین.

5-برقراری عدالت و صلح و منتفی شدن جنگ.

دو نوع انتظار

انتظار سازنده و ویرانگر.این دو معلول دو نوع برداشت از ظهور است.یک نوع برداشت این است که دنیا باید پر از ظلم و فساد شود تا ظهور ایجاد گردد.این نوع انتظار ویرانگر است.

اما انتظار سازنده این است که ظهور مهدی(عج) حلقه ای از حلقات مبارزات حق علیه باطل است که در نهایت باعث پیروزی نهایی آنها می شود.

ظهور مهدی(عج) منتی است بر مستضعفان و مقدمه ای است برای وراثت آنها و خلافت الهی:

«و نُریدُ انْ نمنُّ عَلی الَذین اسْتَضْعفوا فی الارضِ و نَجْعلهُم ائمه و نَجْعَلهُم الوارثین».

و این حدیث معروف که می فرماید:

«یَمْلَا الله بِه الارضُ قِسطا و عَدلا بَعْد ما مُلِئتُ ظُلما و جورا»

از این حدیث برمی آید که قیام مهی(عج) برای حمایت از مستضعفان و مظلومان است نه برای رسیدن به حق و حقیقتی که به طور کامل از دست رفته و نابود شده است.(به صفر رسیده است).

 در برخی روایات سخن از دولتی است که تا قیام مهدی(عج) پا بر جاست و این نشانگر آن است که حتما نباید حکومت حق و عدل به طور کامل نابود شده باشد تا قیام بر پا شود.

پایان


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 11:31 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


ما منتظریم آقا

هر روز چشم به راهیم تا تو برگردی...

برگرد و ما را نجات بده...

جهت ظهور آقا صلوات

جهت ظهور آقا هر روز جمعه همه با هم دو رکعت نماز بخوانیم.

شاید آقا ظهور کرد.

همه با هم دعا کنیم که روز ظهور زنده باشیم

همه با هم دعا کنیم روزی چشمان ما هم جمال زیبای آقا را ملاقات کند.

گناهکاریم ولی شیعه آقاییم

انتظاری نداریم ولی...


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در شنبه 12 مرداد1387 ساعت 3:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ(2)

قیام و انقلاب مهدی (۲)

برگرفته از کتاب قیام و انقلاب مهی از دیدگاه فلسفه تاریخ اثر استاد شهید مطهری(ره)

مفهوم نو و کهنه

نو به معنی افراد جوان و نسل جدید نیست و کهنه هم به معنای انسان قدیم و نسل قدیم نیست.بلکه نو از منظر شهید مطهری(ره) به معنای تفکر نو و کهنه هم به تفکر قدیمی است. بدین ترتیب نو به معنای تفکر روشنفکری و کهنه به معنای تفکر محافظه کاری است.روشنفکر از منظر شهید، به کسی می گویند که از آگاهی ویژه ای در جهت مسائل اجتماعی برخوردار است. در نظر دیگر طبقه خاص اجتماعی افرادباعث روشنفکری یا محافظه کاری افر اد می گردد. لذا طبقه رنجبر و زحمتکش جز گروه روشنفکر و انقلابی قرار می گیرند و طبقه مرفه و راحت جز طبقه محافظه کار می گردند.

مفهوم تسلسل منطقی تاریخ نیز از جمله مباحثی است که مطرح می گردد، به این معنی است که جریانات تاریخی وابسته به هم هستند و گذر از مرحله، وابسته به گذشت از مرحله قبل می باشند. اوج مرحله نیز به این معنی است که گذشتن از یک مرحله نیز می بایست طوری باشد که اوج مرحله خود برسد و سپس به مرحله بعد برود.

ایجاد نابسامانیها، به این معنی است که نه تنها مبارزه نو و کهنه ایجاد نابسامانیها و اعتراضات جهت ایجاد انقلاب لازم است. انقلاب درونی و انقلاب مذهبی است.پس هر چیزی که باعث تحول جامع باشد مفید ست.

بینش فطری یا انسانی، به این معنی است که دو نوع طرز تفکر وجود دارد. طرز تفکر ابزاری که این طرز تفکر، انسان را از بدو تولد دارای بینشی خام و مانند ظرف خالی و بدون هیچ گونه شخصیتی می داند و شخصیت انسان را خام می داند و در مقابل تفکر فطری معتقد به این موضوع است که انسان درست است که در ابتدای تولد شخصیت کامل و واحدی ندارد ولی حتما یک پیش زمینه ای دارد و یک بذر فطری دارد که می تواند شکل دهنده شخصیت او باشد. این موضوع بسیار مهم است و این تفکر که شخصیت انسان تحت تاثیر مسائل اجتماعی و بخصوص اقتصادی شکل می گیرد را منتفی می داند.

تکامل تاریخ همه جانبه است، یک بعی نیست. تکامل یک بعدی نمی تواند جامعه را تکامل بخشد و تکامل معنوی انسان را شامل شود. تکامل چند بعدی و همه جانبه انسان را و جامعه را پیشرفت می دهد...

ادامه دارد....


 

نوشته شده توسط مهدی عباسیان در جمعه 4 مرداد1387 ساعت 3:36 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت